عبد الحي حبيبى

98

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

جيپال البيرونى او را بعد از بهيم نام مىبرد ، ولى جاى تعجب است ، كه تاكنون هيچ مسكوكى از جيپال يافته نشده ، و فرشته او را پسر اشتپال ( مطابق به ترجمهء انگليسى بريگس : هتپال ) و برهمن خوانده است ، و لاحقهء پال درين نامها مىرساند ، كه اين شاهان از يك دودمان جداگانه‌يى باشند . در آغاز تاريخ يمينى حدود غربى قلمرو جيپال تا لغمان شمرده شده و معلومست كه كابل را قبلا سبكتگين گرفته بود ، و ازين برمىآيد ، كه حكمرانى اين خاندان بر نفس كابل با بهيم سابق الذكر قطع شده باشد . برخى از مورخان مانند ابو الفداء پهنايى كشور جيپال را تا دهلى شمرده‌اند ولى اين سخن از كتاب الهند و قانون مسعودى البيرونى تاييد نميشود ، و سلطهء جيپال از لاهور نگذشته در حالى كه مركزش ويهند كنار سند بود . « 1 » محمد ناظم اين جيپال را غالبا پسر بهيم ميداند كه در ( 960 م - 349 ه ) بر تخت شاهى نشسته ، و دوبار با سبكتگين حرب كرد ولى سبكتگين تا لغمان فتح نمود ، و جيپال در تلافى سرزمين غربى كشور به طرف شرق اراضى زيادى را ضميمهء قلمرو خويش كرد ، و در سنه ( 991 م 381 ه ) بهرت راجهء لاهور را كه از چناب سرحد خويش گذشته بود ، شكست داد ، و انندپال پسرش فاتحانه لاهور را گرفت ، و آن را واپس به راجه بهرت سپرد ، مگر اندكى بعد بهرت را پسرش چندردت خلع كرد ، و با جيپال همسرى نمود تا كه در سنه ( 389 ه - 999 م ) جيپال پسر خود انندپال را بازفرستاد ، و در نتيجه چندردت را اسير نمود و كشورش را كه شرقا تا درياى بياس دامنه داشت ، ضميمهء قلمرو خويش كرده ، و آن را به پسرش انندپال سپرد « 2 » . محاربات سلطان محمود با جيپال مشهور است ،

--> ( 1 ) - هوديوالا 2 / 426 ( 2 ) - محمد ناظم ص 203 تا 205 سلطان محمود ، بحوالهء آداب الملوك نشر شده در مجلهء انجمن شاهى آسيايى طبع 1927 م